X

مقالات روانشناسی، مشاوره و رواندرمانی مرکز مشاوره آرمانا

مقالات روانشناسی، مشاوره و بهداشت روان
طرح واره های ناسازگار اولیه (EMS)
روانشناس
/ دسته بندی ها: مقالات

طرح واره های ناسازگار اولیه (EMS)

طرحواره[1] ساختاری شناختی برای ادراک، ساماندهی، پردازش و بهره‌برداری از اطلاعات است. طرحواره‌ها در طی زمان نسبتاً ثابت می‌مانند و این منجر به شیوه‌های ثابت برای ادراک و استفاده از اطلاعات می‌شود. طرحواره‌ها در افراد با هم متفاوتند و همین سبب می‌شود که هر فردی اطلاعات را به شیوه ای خاص پردازش کند و رفتاری متفاوت با دیگران داشته باشد...

طرح واره های ناسازگار اولیه (EMS)

 تاریخچه

طرحواره[1] ساختاری شناختی برای ادراک، ساماندهی، پردازش و بهره‌برداری از اطلاعات است. طرحواره‌ها در طی زمان نسبتاً ثابت می‌مانند و این منجر به شیوه‌های ثابت برای ادراک و استفاده از اطلاعات می‌شود. طرحواره‌ها در افراد با هم متفاوتند و همین سبب می‌شود که هر فردی اطلاعات را به شیوه ای خاص پردازش کند و رفتاری متفاوت با دیگران داشته باشد(اتکینسون[2] و همکاران، 1384).

رویکرد طرحواره در بطن رویکرد شناخت درمانی بک[3](1960) شکل گرفت. مفروضه ی اصلی شناخت درمانی این است که شیوه ی تفکر ما درباره ی حوادث زندگی تعیین کننده ی احساس ماست، افراد مبتلا به مشکلات هیجانی تمایل دارند واقعیت را تحریف کنند. طرح واره ها چگونگی تفکر، احساس، رفتار و نحوه ی ارتباط با دیگران را تعیین می‌کنند. باورهای عمیق و تزلزل‌ناپذیری که در دوران کودکان درباره‌ی خود، دیگران و جهان اطراف در ذهن‌ شکل گرفته‌اند. نقش تعیین کننده‌ای در شکل‌گیری احساس ما درباره خودمان دارد. رها کردن این طرحواره‌ها مستلزم چشم‌پوشی از امنیتی است که در پناه این طرحواره‌ها بدست آورده‌ایم. بنابراین، این باورها علیرغم آسیبی که به ما می‌زنند در پناه آنها احساس امنیت می‌کنیم. زیرا به ما قدرت پیش‌بینی‌پذیری و اطمینان آفرینی می‌دهند(یانگ، کلاسکو و ویشار، 1390).

مفهوم طرحواره‌ها در روانشناسی شناختی، رشد شناختی، روانشناسی خود، دلبستگی، گشتالت، روابط شئ و روان‌کاوی ریشه دارد این تعریف‌ها براساس این موضوع که طرحواره‌ها، ساختارهای شناختی قابل دسترس یا غیرقابل دسترس هستند متغیر است، اما اغلب این تعریف‌ها عنوان می‌کنند که طرحواره‌های شناختی، شناخت کلی و فراگیری هستند که در مقابل تغییر مقاومند و تأثیر بسیار زیادی بر فکر و عاطفه دارند(ریزو و همکاران، 1390).

تعریف

- الگوها یا درون مایه‌های عمیق و فراگیری که، از خاطرات، هیجان‌ها، شناخت واره‌ها و احساسات بدنی تشکیل شده‌اند.

- در دوران کودکی یا نوجوانی شکل گرفته اند.

-در مسیر زندگی تداوم دارند.

- درباره خود و رابطه با دیگران هستند.

- به شدت ناکارآمدند(یانگ، کلاسکو و ویشار،1390).

طرحواره‌های برای بقای خودشان می‌جنگند این امر نتیجه ی تمایل بشر به هماهنگی شناختی است. اگرچه فرد می‌داند طرحواره منجربه ناراحتی وی می‌شود. ولی با طرحواره احساس راحتی می‌کند و همین احساس راحتی، فرد را به این نتیجه می‌رساند که طرحواره‌اش درست است. افراد به سمت وقایعی کشیده می‌شوند که با طرحواره‌هایشان همخوانی دارد و به همین دلیل تغییر طرحواره‌ها سخت است(یانگ، کلاسکو و ویشار، 1390).

ریشه‌های تحولی طرحواره‌ها

1- تجارب اولیه زندگی: چهار دسته از تجارب اولیه زندگی، روند اکتساب طرحواره‌ها  را تسریع می‌کند:

·        ناکامی ناگوار نیازها: این حالت وقتی اتفاق می‌افتد که کوک تجارب خوشایندی را تجربه نکند.

·         آسیب دیدن و قربانی شدن.

·        کودک زیادی چیزهای خوب را تجربه می‌کند

·        درونی‌سازی انتخابی یا همانندسازی با افراد مهم زندگی(یانگ، کلاسکو و ویشار،1390).

2-  خلق و خوی هیجانی[4]

وراثت از طریق خلق و خو، اثر خود را بر شخصیت افراد می‌گذارد، میراث عاطفی آنان باعث می‌شود که در قبال رویدادها به سبک و سیاق خاصی واکنش نشان بدهند. رفتار علاوه ‌بر اینکه تحت تأثیر خلق و خو است، محیط نیز بر آن اثر می‌گذارد. محیط امن و حمایت‌گر حتی می‌تواند کودک کاملاً خجالتی و کمرو را خونگرم و اجتماعی بار بیاورد. مهمترین عوامل تأثیرگذار بر زندگی، مدرسه، همسالان، جامعه و خانواده است. اما خانواده در این بین جایگاه خاصی دارد(یانگ، کلاسکو و ویشار، 1390).

3-  نیازهای هیجانی اساسی

برای اینکه در دوران بزرگسالی، فردی سازگار باشیم، ضرورتی ندارد که دوران کودکی بی‌عیب و نقصی را پشت سر بگذاریم(یانگ، کلاسکو و ویشار، 1390). کودکان نیازهای بنیادینی دارند که برای تعادل و بهزیستی در دوران بزرگسالی بایستی این نیازها به درستی برآورده شوند. این نیازها عبارتند از:

·        دلبستگی ایمن به دیگران (شامل نیاز به امنیت، ثبات، محبت و پذیرش[5])

·        خودگردانی، کفایت و هویت[6]

·        آزادی در بیان نیازها وهیجان‌های سالم

·        خودانگیختگی و تفریح[7]

·        محدودیت‌های واقع‌بینانه و خویشتن‌داری

اگر این نیازها به درستی برآورده شوند کودک معمولاً به سلامت روان شناختی دست خواهد یافت.

پنج حوزه‌ ی طرحواره ها‌

هجده طرحواره در رابطه با پنج تکلیف تحولی اساسی به وجود می‌آیند که اعتقاد بر این است که کودک باید در طی تحول خود این تکالیف را در رابطه با والدین و محیط با موفقیت پشت سر بگذارد. این پنج حوزه عبارتند از:

حوزه اول: بریدگی و طرد[8]

عدم ارضای نیازهایی مانند امنیت و همدلی به شیوه‌ای قابل پیش‌بینی طرحواره‌های مرتبط با این حوزه عبارتند از:

1-  رهاشدگی/ بی‌ثباتی

 فرد معتقد است هر لحظه امکان دارد افراد مهم زندگی‌اش بمیرند یا اینکه و را رها کنند و یا به فرد دیگری علاقه‌مند شوند

2-  بی‌اعتمادی/ بدرفتاری

انتظار اینکه دیگران به انسان ضربه می‌زنند، «بدرفتارند، انسان را سرافکنده می‌کنند، دروغ می‌گویند»

3-  محرومیت هیجانی

انتظار اینکه تمایلات و نیازهای فرد به حمایت عاطفی به اندازه کافی از جانب دیگران ارضاء نمی شود. که شامل سه نوع محرومیت از محبت، همدلی و حمایت است.

4-  نقص/ شرم

احساس اینکه فرد در مهمترین جنبه‌های شخصیت‌اش انسانی ناقص، نامطلوب، بد، حقیر و بی‌ارزش است.

5-  انزوای اجتماعی/ بیگانگی

احساس اینکه فرد از جهان کناره‌گیری کرده و با دیگران متفاوت است یا اینکه به جامعه یا گروه خاصی تعلق خاطر ندارد.

حوزه دوم: عملکرد و خودگردانی مختل

در خانواده‌هایی که اعتماد کودک را کاهش داده و عملکرد مستقل کودک را با شکست مواجه می‌سازند. شامل:

1-  وابستگی/ بی‌کفایتی[9]:

اعتقاد به اینکه فرد نمی‌تواند  مسئولیت‌های روزمره را (مثل مراقبت از دیگران، حل مشکلات روزانه، قضاوت خوب و تصمیم‌گیری صحیح) بدون کمک قابل ملاحظه دیگران، در حد قابل قبولی انجام دهد.

2-  آسیب‌پذیری نسبت به خود یا بیماری

ترس افراطی از اینکه فاجعه نزدیک است و هر لحظه احتمال وقوع آن وجود دارد و اینکه فرد نمی‌تواند از آن جلوگیری کند.

8- خودتحول نیافته/ گرفتار

ارتباط عاطفی شدید و نزدیکی بیش از حد با یکی از افراد مهم زندگی به قیمت از دست دادن فردیت یا رشد اجتماعی طبیعی می‌باشد.

9- شکست

 باور به این که فرد شکست خورده است یا در آینده شکست خواهد خورد  و این شکست برای او اجتناب ناپذیر است .

حوزه سوم : محدودیت های مختل[10]

عدم وجود مسئولیت پذیری و لذا مشکلاتی در ارتباط با رعایت حقوق دیگران ، تعهد یا هدف گزینی، طرحواره های مرتبط با آن .

10- استحقاق / بزرگ منشی:

فردی که چنین طرحواره هایی دارد معتقد است که نسبت به دیگران یک سرو گردن بالاتر است.

11-خویشتن داری و خود انظباطی ناکافی

مشکلات مستمر در خویشتن داری و تحمل نکردن ناکامی در راه دستیابی شخص یا ناتوانی در جلوگیری از بیان هیجان ها و تکانه ها دارند

حوزه چهارم : دیگر جهت مندی[11]

12-اطاعت

احساس اجبار نسبت به واگذاری افراطی کنترل خشم، محرومیت یا انتقام صورت می گیرد. دونوع از مهمترین اطاعت ها، اطاعت از نیاز ها و هیجان ها است.

13-ایثار

تمرکز افراطی بر ارضای نیازهای دیگران در زندگی روزمره که به قیمت عدم ارضای نیازهای خود فرد تمام می شود .

14-پذیرش جویی/ جلب توجه

تاکیدافراطی در کسب تایید، توجه و پذیرش از سوی دیگران که مانع شکل گیری معنایی مطمئن و واقعی از خود می شود .

حوزه پنجم : گوش به زنگی بیش از حد و بازداری

در نتیجه تاکید بیش از حد بر واپس زنی احساسات بوجود می آید. طرحواره های مرتبط با آن

15-منفی گرایی / بد بینی

تمرکز عمیق و مداوم بر جنبه های منفی زندگی (درد، مرگ، دلخوری، فقدان،تعارض گناه ....) همراه با دست کم گرفتن جنبه های مثبت و خوش بینانه زندگی با غفلت از آن ها.

16- بازداری هیجانی

بازداری افراطی، اعمال، احساسات و ارتباطات خود انگیخته که معمولأ به منظور اجتناب از طرد دیگران، احساسات شرمندگی و از دست دادن کترل بر تکانه های شخصی صورت می گیرد.

17-معیارهای سرسختانه/ عیب جویی افراطی

باور اساسی مبنی بر اینکه فرد برای رسیدن به معیارهای بلند پروازانه در باره رفتار وعملکرد خود ،باید کوششی فراوان به خرج دهد.

18- تنبیه

باور اساسی مبنی بر اینکه افراد باید به خاطر اشتباهاتشان، شدیدأ تنبیه شوند(یانگ و کلوسکو،1390).

طرحواره‌های شرطی و غیرشرطی: طرحواره‌هایی که در اوایل سیر تحول انسان شکل می‌گیرند اغلب در محور ساختار شناختی قرار دارند و باورهای غیرشرطی در مورد خود و دیگران هستند که پردازش اطلاعات بیرونی را به سیر ناکارآمد منحرف می‌کنند. بنابراین روابط بین فردی و ادراک از خود را تحت تأثیر قرار می‌دهند. طرحواره‌هایی که بعداً در سیر تحول شکل می‌گیرند، شرطی‌اند(پنتوگویا[12] و همکاران، 2006 به نقل از شهامت، 1389).

طرحواره‌های غیرشرطی هیچگونه راه گریزی برای خود باقی نمی گذارند. مهم نیست که فرد چه کاری انجام می‌دهد زیرا در هر صورت نتیجه یکی است فرد بی کفایت، نالایق، دوست نداشتنی، بدبخت، در معرض خطر و بد خواهد بود و هیچ‌چیز نمی‌تواند آن را تغییر بدهد. اما طرحواره‌های شرطی روزنه امیدی برای فرد فراهم می‌کند بطوری‌که فرد احساس می‌کند توانایی تغییر نتیجه را دارد. او می‌تواند اطاعت کند، به دنبال تأیید دیگران باشد، ایثارگری کند، هیجان‌ها را بازداری کند، و با انجام این کارها باید بتواند به طور موقت از وقوع نتایج منفی جلوگیری کند(صلواتی، 1389).

سبک‌ها و پاسخ‌های مقابله‌ای ناسازگار

سبک‌های مقابله‌ای ناکارآمد، مکانیسم‌هایی هستند که افراد در ابتدای زندگی به منظور انطباق با طرحواره‌ها ایجاد می‌کنند. بعداً خود همین سبک‌ها منجر به تداوم[13] طرحواره‌ها می‌شوند. تمام پاسخ‌هایی که در خزانه‌ی رفتاری فرد در مقابل تهدید وجود دارند، شامل مجموعه‌ای از پاسخ‌های مقابله‌ای است که فرد به طور ویژه آنها را به منظور اجتناب، تسلیم و جبران افراطی طرحواره‌ها بکار می‌گیرد. یانگ طرحواره‌ها و سبک‌های مقابله‌ای را از هم تفکیک کرده است. وی معتقد است که «رفتارهای ناسازگار در پاسخ به طرحواره به وجود می‌ایند، بنابراین، رفتارها از طرحواره‌ها نشأت می‌گیرند، ولی بخشی از طرحواره‌ها محسوب می‌شوند»(یانگ و کلاسکو و ویشار،1390).

تمام موجودات زنده در مقابل تهدید، سه واکنش نشان می‌دهند: جنگ[14]، گریز[15] و میخکوب شدن[16]. این سه واکنش یا سه سبک مقابله‌ای جبران افراطی[17]، اجتناب[18] و تسلیم[19] همخوانی دارند.

- ماهیت کلی سبک مقابله‌ای تسلیم به گونه‌ای است که فرد زندگی را طوری پیش می‌برد که دائم الگوهای دوران کودکی خود را تکرار می‌کند.

در سبک مقابله‌ای اجتناب(گریز)، افکار، احساس‌ها و رفتارهای فرد به گونه‌ای عمل می‌کنند که انگار نه انگار در دام طرحواره‌ افتاده است. زمانی که طرحواره فعال شود عواطف منفی مثل غم، شرمساری، اضطراب، خشم بر شخص غلبه می‌کنند. با پناه بردن به فرار از درد ناشی از این هیجان‌ها می‌گریزد.

- در سبک جبران افراطی (جنگ) شخص تلاش می‌کند خود و دیگران را متقاعد کند که برعکس آنچه در ذهنش می‌گذرد، واقعیت دارد. به شکلی رفتار، احساس و فکر می‌کند که انگار موجودی برتر، بی‌عیب و نقص و بری از هرگونه اشتباهی است. جبران افراطی را می‌توان به عنوان تلاشی نسبتاً سالمی جهت حمله علیه طرحواره در نظر گرفت. اما رفتارهای این افراد معمولاً اغراق‌آمیز و بی‌ثمرند(یانگ، کلاسکو و ویشار، 1392).

 

      

منابع:

یانگ،جفری، کلوسکو، ژانت و ویشار، مارجوری.(1390). طرحواره درمانی، (ترجمه: حمیدپور، حسن و اندوز، زهرا). تهران: ارجمند. (تاریخ انتشار به زبان اصلی 2003).

ریزو، لارنس.پی، تویت پیتر.ال.دو،  و استین دان. جی. (1390). طرحواره های شناختی و باورهای بنیادین در مشکلات روانشناختی: راهنمای عملی برای متخصصان و درمانگران. (ترجمه: مولودی، رضا و احمدی، سیما). تهران: انتشارات ارجمند. (تاریخ انتشار به زبان اصلی 2007).

صلواتی، مژگان و یکه یزدان دوست، رخساره.(1389). طرح واره درمانی (راهنمای ویژه متخصصان روانشناسی بالینی). تهران: انتشارات دانژه.

مک کی، ماتیو و فانینگ، پاتریک.(1392). زندانیان باور: راهنمای کاربردی تغییر باورها.(ترجمه: اندوز، زهرا). تهران: انتشارات ذهن آویز(سال انتشار به زبان اصلی 1991).

یانگ،جفری..کلوسکو،ژانت.(1392).زندگی خود را دوباره بیافرینید.(ترجمه:حمید پور ،حسن. پیرمرادی، الناز و گلی زاده).تهران: انتشارات ارجمند.(تاریخ انتشار به زبان اصلی1999).

شهامت، فاطمه.(1389).پیش بینی نشانه های سلامت عمومی(جسمانی سازی،اضطراب و افسردگی)بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه.فصلنامه علمی-پژوهشی روانشناسی دانشگاه تبریز،سال پنجم،شماره 20

حمیدپور، حسن. (1388). مقایسه ی کارایی شناخت درمانی با طرح واره درمانی در درمان زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر: کاهش علائم، بهبود عملکرد، تغییر متغیرهای میانجی و فرایند تغییر علائم. رساله ی دکتری تخصصی روانشناسی بالینی. دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی.

 

[1]- Prejudice

[2]Atkinson

[3]- Beck

[4]- Emotional Temperament

[5]- Autonomy

[6]- Spontaneity

[7]- Limits and Self-control

[8]- Dusconnection and Rejection

[9]- Dependence/ Incompetene

[10] -Impaired limits

[11] -other-Directedness

[12]- Schema Perpetuation

 

[14]- Fight

[15]- Flight

[16]- Frecit

[17]- Overcompensation

[18]- Avoidance

[19]- Survender

مطلب قبلی Attemtion Deficit Disorder
مطلب بعدی مدیریت خودکشی
چاپ
1776

دیدگاه خود را درج فرمایید

افزودن دیدگاه

x
جدیدترین مطالب سایت
فواید در آغوش گرفتن

فواید در آغوش گرفتن

لئو بوسکاليا می گويد: روزی وقتی پس از سخنرانی عمومی، دوستی را که برای دیدارم آمده بود در آغوش گرفتم، آهی کشید و گفت: « چه احساس خوبی! مثل بازگشتن به خانه است، از سفری طولانی.»

کنش ذهنی ناخودآگاه

کنش ذهنی ناخودآگاه

فرض روانکاوانه کنش ذهنی ناخودآگاه از نظر ما ، از یک طرف ، اتساع عظیمی از جانگراییِ (animism) بدوی است که سبب می شود ما نسخه های بدل آگاهیِ خودمان را همه جا دور و برمان ببینیم و از طرف دیگر، گسترشی از تصحیحی است که کانت در دیدگاه ما نسبت به ادراک بیرونی اعمال کرد.

نگاهی به موج کودک آزاری های اخیر.....

نگاهی به موج کودک آزاری های اخیر.....

افزایش نرخ اخبار کودک ازاری در ماه های اخیر موجی از دل مشغولی های واقعی و نگرانی های غیر واقع بینانه را در میان اقشار مختلف در ورای والدین و افراد درگیر در حیطه کودک و نوجوان به راه انداخته است با احترام به این حساسیت های انسانی و تب و تاب موجود به رنج کودکان معصوم ...

سینما، روانشناسی و تحلیل رؤیای فیلم

سینما، روانشناسی و تحلیل رؤیای فیلم

سینما زندگی است، پرشور و جاری... سینما هویّت است، هویتی مستقل در بین ملل. سینما ارتباط است، ارتباطی ماندگار. سینما جان دارد و دنیای سینما، دنیای جادوگران و ساحره هاست، دنیای فانتزی های کودکانه، دنیای رنج، درد، شادی و زیبایی که دقایقی ...

کمال خواهی (Perfectionism)

کمال خواهی (Perfectionism)

"کمال خواهی" یعنی تعیین معیارهای بسیار سخت، که خود تحمیلی هستند و تلاش شدید و بی رحمانه برای دستیابی به آن ها، با وجود مشکلاتی که برای فرد ایجاد می کنند. فرد کمال خواه احساس ارزشمندی خود را تقریبا بر اساس میزان پیگیری و دست یابی به این معیارها تعیین می کند.

مرور مفهومی تروما

مرور مفهومی تروما

اختلال استرس پس از آسیب(PTSD :Post-traumatic stress disorder) از جمله اختلالاتی است که از نظر تاریخچه و سیر پر فراز و نشیب واژه گزینی از نظر تعریف، سبب شناسی، تشخیص، درمان و پیش آگهی بسیار پیچیده و متنوع است.

مدیریت خودکشی

مدیریت خودکشی

خودکشی، مرگِ ناشی از صدماتی است که شخص عمدا به خودش وارد می کند. قصد، فکر، آماده سازی، تلاش ناموفق یا ناکام در بررسی خودکشی مورد اهمیت هستند. شواهد نشان می دهند خودکشی بین افراد ۲۴-۱۵ سال سومین و در بین افراد ۴۴-۲۵ سال چهارمین علت مرگ است. همچنین مهم است بدانیم الگوی خودکشی در کشورهای مختلف متفاوت است.

طرح واره های ناسازگار اولیه (EMS)

طرح واره های ناسازگار اولیه (EMS)

طرحواره[1] ساختاری شناختی برای ادراک، ساماندهی، پردازش و بهره‌برداری از اطلاعات است. طرحواره‌ها در طی زمان نسبتاً ثابت می‌مانند و این منجر به شیوه‌های ثابت برای ادراک و استفاده از اطلاعات می‌شود. طرحواره‌ها در افراد با هم متفاوتند و همین سبب می‌شود که هر فردی اطلاعات را به شیوه ای خاص پردازش کند و رفتاری متفاوت با دیگران داشته باشد...

رویکرد شناختی - رفتاری

رویکرد شناختی - رفتاری

دیدگاه «شناختی- رفتاری» یا «شناختی» در اوایل دهه ی 1950 میلادی مطرح شد. طرح کلی و روش هایی که توسط آلبرت الیس[1]، آرون.تی بک[2]، دونالد مایکنبام[3] و سایر پژوهشگران به وجود آمد، به عنوان روشی کارآمد به طیف وسیعی از مشکلات روانشناختی و اختلال های روانی گسترش یافته است

RSS