X

مقالات روانشناسی، مشاوره و رواندرمانی مرکز مشاوره آرمانا

مقالات روانشناسی، مشاوره و بهداشت روان
سینما، روانشناسی و تحلیل رؤیای فیلم
روانشناس
/ دسته بندی ها: مقالات

سینما، روانشناسی و تحلیل رؤیای فیلم

سینما زندگی است، پرشور و جاری... سینما هویّت است، هویتی مستقل در بین ملل. سینما ارتباط است، ارتباطی ماندگار. سینما جان دارد و دنیای سینما، دنیای جادوگران و ساحره هاست، دنیای فانتزی های کودکانه، دنیای رنج، درد، شادی و زیبایی که دقایقی ...

سینما ،روانشناسی، و تحلیل رؤیای فیلم

سینما و روانشناسی

سینما زندگی است، پرشور و جاری... سینما هویّت است، هویتی مستقل در بین ملل. سینما ارتباط است، ارتباطی ماندگار. سینما جان دارد و دنیای سینما، دنیای جادوگران و ساحره هاست، دنیای فانتزی های کودکانه، دنیای رنج، درد، شادی و زیبایی که دقایقی، دیگر خودمان نیستیم، از خودمان درآمده و جایگزین یکی از قهرمان های پرده ی نقره ای گردیده و با جریان سیّال رؤیاها و خلاقیّت نمادین آن، روان می گردیم.

درون مایه ی سینما بر اساس ساختن شخصیت هاست و شخصیت اصولاً محور بسیاری از اختلالات رایج نمایشی است. با نگاهی در طول تاریخ به سینما، بیماران روانی، بیمارستان های روانپزشکی، درمان های این گونه بیماران و گاه نبوغ آنان مانند پرفسور«جان نش»، برنده ی جایزه نوبل (فیلم ذهن زیبا) همیشه پدیده ای جذاب و پر بیننده برای جهانیان بوده و این گونه سینما و روانپزشکی، شکل گرفت.

امروزه دستاورد های علم روانشناسی در حوزه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و هنری، کاربرد فراوان دارد و سینما از آن برای تأثیر گذاری، جذب و تغییر افکار و عقاید تماشاگران به بهترین نحو استفاده کرده است. میزان بهره مندی از اصول روان شناسی با میزان جذاب آمار مخاطبان رابطه ای تنگاتنگ دارد و این موضوع توسط مخاطب عام کمتر احساس می شود. نمادگرایی پنهان در تصویر پردازی فیلم، می تواند همچون تصویر پردازی در رؤیا با ما رابطه بر قرار کند.

رویکرد روانکاوانه در تحلیل فیلم، موجب فرآیندی دقیق برای نمادگرایی اسرارآمیز و پنهان در تصویرپردازی فیلم می گردد. یک ارزیابی از این مسائل و نماد های اصولی و بنیادی، درکی اساسی از ساختار فیلم به دست می دهد. هم روش های «فرویدی» و هم «یونگی» در مورد تحلیل رؤیا می تواند در تحلیل فیلم هم مورد استفاده واقع شود. استخراج موازنه هایی میان تصویرپردازی سینمایی و تصویرپردازی رؤیا، ما را به مقدمه ای کامل در موضوع روانکاوی فیلم می کشاند.

همان طور که تجربه فیلم دیدن و رؤیا دیدن در بسیاری از سطوح به یکدیگر شباهت دارند. فیلم سینمایی ایجاد کننده ی یک اسطوره شناسی جدید مستمر و در حال پیشرفت برای جامعه ی معاصر ماست.

کاتالیزوری به نام سینما

تاكنون هر آنچه گفته شده، از سودمندي سينما در شتاب بخشيدن به روند روان درماني، چه در شیوه ی روانكاوانه و چه در شيوه ی شناختي- رفتاري بوده است. اما به واقع تماشاي فرآورده هاي سينمايي و تلويزيوني همواره به فرجامي خوشايند نمي انجامد. سينما آن هنگام مي تواند شتاب دهنده(كاتاليزور) و آسان كننده ی درمان باشد، كه از سوي روان درمانگر و مشاور آشنا به درمان و نيز سينما انجام شود. در فيلم درماني، آنچه اهميت نخستين و بنيادين دارد، بيش از همه فهم پذيرسازي و جمع بندي(فرمولاسيون) بيمار در روان درماني و مراجع در مشاوره است و اين كاري تخصصي و نیازمند مهارت است. چنانچه فردي بدون درك و دانايي لازم در زمينه ی فهم پذيرسازي و جمع بندي بيمار و مراجع و همچنين بدون آشنايي و توانمندي كافي در شناخت فيلم هاي سينمايي و نقدهاي تخصصي انجام شده بر هر يك از آن ها، پا به عرصه فيلم درماني بگذارد، ممكن است به آساني بيماران و مراجعان را درگير فرآيند شناختي - تحليلي - رفتاري كند كه نه تنها به دستاورد نيكو و خوشايندي نمي انجامد، بلكه مي تواند حتي پيامدهاي ناگوار و جبران ناپذير نيز داشته باشد.

سينما همواره براي روانپزشكي و روانشناسي با پيامدهاي گوارا همراه نبوده است. صنعت «سينماي وحشت» و صنعت «سينماي هرزه نگارانه» (پورنوگرافيك) از جمله نمونه هاي آسيب رسان و ناگوار هستند كه در صده ی اخير جوامع آدميان را در سراسر اين گوي گردان مورد تاخت و تاز بي رحمانه ی خود قرار داده و زندگي بسياري از مردمان را در دهه هاي گوناگون زندگي با رنج و درد همراه ساخته است. شايد به اين نكته بايد بيش از اين پرداخت. چرا كه سال هاست بيماران روان رنجور و مراجعان گرفتار و سرگردان خو گرفته اند، كه اندازه ی پيام رسان ها و افيون هاي درون زاد عصبي مغز و نخاع خود را با فرآورده هاي به ظاهر دل نشين و گيراي اين دو صنعت بدفرجام افزايش داده و به تسكين و آرامش صد البته زودگذر برسند.                         

اما سینما فقط در اين دو پهنه براي دانش روانپزشكي و روانشناسي، ناگوار و بدفرجام نبوده است. فيلم هاي سينمايي بارها و بارها به روانكاوي، روانشناسي، روانپزشكي و مشاوره تاخته است. نمونه ی ماندگار آن، فيلم «پرواز بر فراز آشيانه فاخته» با بازي فراموش نشدني «جك نيكلسون» است كه به این منجر شد، كه درماني ايمن و در مواردي بسيار سودمند، «الكتروشوك درماني» به دليل ظاهر ناخوشايند آن در برخي از ايالت هاي آمريكا از دست برود.

ما در دنیای رسانه ها و در محاصره ی آن ها قرار داریم. تلویزیون عضو فعال، رهنمود دهنده و سرگرم کننده ی زندگی بسیاری از ماست، سریال های تلوزیونی و فیلم های سینما در پوشش جذابیت و سرگرمی بسیاری از اطلاعات را پنهانی در ذهن ما حک می کنند. تفکرات کلیشه ای که ما در مورد شغل های مدرن تر و خرده فرهنگ های اقلیت ها داریم اغلب حاصل دیدن فیلم هاست. تصوری که ما از سرخپوست ها، بومیان آفریقا، فضانورد ها، مأموران امنیتی یا روانشناس ها داریم به شدت تحت تأثیر تماشای فیلم هاست. مخصوصاً وقتی آنها را در زندگی واقعی خود زیاد ندیده باشیم، تصور ما از بیماری های کمیاب تر، از خدمات درمانی و از جنبه های خصوصی تر زندگی دیگران هم، از فیلم ها جهت می گیرند.

این اطلاعات اگر در دنیای واقعی، یا توسط رسانه های دیگر تصحیح نشوند برای همیشه در ذهن ما می ماند و به یک جهت گیری ارزشی تبدیل می شود. فلان بیماری بد است چون در آن بیمار دست به خشونت می زند، بیمارستان های روانی بد هستند چون در آن ها مثل زندانی با بیمار برخورد می شود و غیره و غیره. هر چه فیلم جذاب تر باشد این تأثیر بیشتر است و تفکرات کلیشه ای پایدارتری را ایجاد می کند.

دانیل پینک در کتاب پرفروش خود به نام «یک ذهن کاملا جدید»(A whole new mind) در سال 2005 می نویسد: «مردم دنیا عوض شده اند و دیگر دوران تحلیل های مفصل و کتاب های قطور گذشته است. در ادبیات  محاوره ای مردم دنیا بگردید متوجه می شوید که وقتی می خواهند مثال بزنند مثل قدیم نیست که  بیشتر از شخصیت های کتاب ها نقل قول می کردند یا نقل قول هایی از کتاب های معروف دنیا می آوردند بلکه الان مثال ها و نقل قول ها اکثراً به فیلم ها و شخصیت های فیلم ها بر می گردد»:

2-مثل جک در سریال لاست «دوست دارم  متین باشی»

3-مثل حاج کاظم آژانس شیشه ای «دوست دارم پای اعتقادم بایستم»

4-مثل مایکل در فرار از زندان که به خاطر بررادرش، از خودگذشتگی کرد.

5-مثل فیلم لیلا، که لیلا حاتمی از درون در حال آب شدن بود، ولی در برابر شوهرش سعی می کرد خونسرد باشد.

وقتی دقت می کنیم خیلی از مفاهیم نظری درباره ی عشق، عرفان، ایمان، اخلاق، روانشناسی، سیاست و... که 150 سال قبل باید در کتاب ها جستجو می شد، اکنون به یمن سینما و تکنولوژی های مدرن قابل فهم تر و ملموس تر هستند. یعنی وقتی در حال خواندن کیمیای سعادت جناب غزالی هستیم، تصور و تصویر را با هم در مغزمان  پردازش می کنیم. حتی وقتی به ادبیات محاوره ای کودکان و نوجوانان دقت می کنیم، جملات شخصیت های کارتونی هم در صحبت هایشان استفاده می شود. حتی پینک اشاره می کند که به علت ظهور پدیده ی video game ها و اینکه بچه های ما ساعت ها پای بازی های رایانه ای می نشینند، ادبیات سال 2020 دنیا مملو از شخصیت های بازی های رایانه ای خواهد بود. که شاید ما اصلاً شناختی از آن ها نداشته باشیم.

دنیا از مفاهیم مکتوب به مفاهیم بصری در حال تغییر است- فیلم جنگ و صلح به جای کتاب جنگ و صلح- و حتی در مفاهیم بصری هم قصه از فیلم به مستند و از مستند به کلیپ تغییر داشته است.

آیا مفهوم سینما درمانی در حوزه درمان جایی دارد ؟

سينما در ميان پديده های عصرجديد پديده ای است که نه تنها در فرم و شيوه های آغازين دچار دگرديسی و تغيير شده، بلکه از نظر فايده و زمينه های کاربرد نيز دستخوش تحول و توسعه شده است. فيلم ديگر فقط به عنوان وسيله ای برای تفريح مطرح نيست، علاوه بر ابزار آموزشی، تربيتی، و ... بودن در کنار کاربردهای سابق خود اخيراً کاربرد ديگری نيز يافته است. از فيلم ها می توان در «سينما درمانی» استفاده کرد . ممکن است اغراق آميز به نظر برسد، ولی زياد تعجب نکنيد. آيا شده تا به حال سالن سينمايی را سرشار از احساسات و دريافت های متفاوت ترک کنيد؟ آيا شده در همان زمان مايل به مشارکت ادراکات و احساسات هایتان با ديگران باشيد؟ آيا بوده که فيلم بر تمام يا لااقل بخش کوچکی از زندگی يا فعاليت هايتان اثر گذاشته باشد؟

اگر پاسخ تان به سؤالات بالا مثبت باشد، می توان دامنه ی اين بحث را وسيع تر کرده و عنوان کرد که ما می توانيم با کمک قدرت دگرگون سازی بعضی فيلم ها اثرات خاص و مفيدی را در رفتارهای فردی و اجتماعی خود ايجاد نماييم. «سينما درمانی»، ابزاری برای انجام اين منظور را در اختيار ما قرار می دهد و به ما اجازه می دهد تا از تأثير تخيل، ادبيات، موسيقی و ... موجود در فيلم ها بر روان، در جهت تعميق بينش و بصيرت، دريافت الهام و سرمشق، تخليه و نمود بخشی به احساسات، رفع نگرانی ها و تغيير در طبع بهره بگیریم.

«سينما درمانی» بعنوان بخشی از «روان درمانی» (Psychotherapy)، شيوه ای جديد و ابتکاری متکی بر اصول درمانی متداول و رايج روانی است. حتی در بيرون اتاق درمان نيز با پيروی از دستورالعمل های ويژه در انتخاب عامدانه ی فيلم ها و نحوه ی تماشای آن ها می توان باعث تسلی و رشد شخصيت و روان گرديد. البته در زمان مواجهه با مشکلات روانی حاد و مزمن اين شيوه بايد حتماً بر بستری از دستورالعمل ها و روش های «روان درمانی» مورد استفاده قرار گيرد. طراح اصلی اين شيوه «دکتر بريژيت ولز» است. او از سال ۱۹۹۱ بعنوان متخصص «روان درمانی»، «هيپنوتيزم درمانی»، و «مشاور افسردگی»ِ افراد مجرد يا زوج های متاهل مشغول به کار در «اوکلند کاليفرنيا» است.

لازم به ذکر است که بحث درباره ی صحت واژه ی «سینما درمانی» نیست. اینکه سینما بتواند واقعاً اختلالی را برطرف کند یا جایگزین دارویی شیمیایی شود، نیاز به پژوهش های گسترده و طولانی مدت دارد. اما خوب است که روانشناس همیشه از مراجعان خود چند سؤال در این رابطه بپرسد تا بتواند در اتمسفر فکری اش نفسی بکشد. مثلاً داستان های زندگی او را بپرسد. از کتاب های تأثیرگذار و فیلم های محبوبش پرس و جو کند، و از هم ذات پنداری هایش با شخصیت های فیلم های محبوبش سؤال کند. زیرا مطمئناً توجه به «سلیقه ی فیلمی»  آدم ها  می تواند دریچه ی خوبی به رؤیاها و افق ها و گذشته های زندگی آنان فراهم کند.

دیدن بعضی فیلم ها باعث حال بهتر در زندگی روزمرّه مان می شود. بسیاری از افراد فرصت کتاب خوانی زیادی ندارند. مطمئناً تعدادی بر این باورند که هرگز فیلم اقتباسی، غنا و پویایی کتاب اصلی را ندارد. اما باید به این نکته توجه داشت که دنیای مدرن با بمباران اطلاعات و مفاهیم تازه در زندگی، فراغت هایی از این دست را قطعاً با مطالب خواندنی سریع تر و کوتاه تر پر خواهد کرد. همان طور که بیست سال قبل، در سبد خانه ها، کتاب بود و کتاب خوانی، امروزه توصیه این است که مطالعه ی فیلم را هم نوعی کتاب خوانی تصویری و مؤثر ببینیم.

کدام فیلم ؟

بسیاری از ما فیلم هایی دیده ایم که مطمئنیم تأثیرگذار بوده اند. نباید در این تله بیفتیم که فیلم خوب یعنی فیلم  معنا گرا. باید توجه کرد که از دید روانشناختی فیلم خوب، لزوما فیلم خوب هنری و ... نیست. به عبارتی این جا حرف از تخصصی دیگر است، تخصص زندگی کردن. فیلم ها باید داستان خوب داشته باشند که به زندگی کردن ما کمک کنند. نظر شما چیست:

آیا سینما و فیلم می تواند در زندگی و تفکر ما تغییر ایجاد کند؟

آیا فیلم دیدن هنوز امری تزئینی و صرفا برای تفریح و سرگرمی است ؟

منابع:

1.       سینما و روانپزشکی. مؤلف: دکترماهیار آذر. تهران. انتشارات ارجمند. 1389

2.       سینما و روح بشر. مؤلف: ویلیام اندیک. مترجم: ابوالحسن علوی. تهران. نشر دانژه. 1388.

3.       آنجا: همین جاست. نویسنده: رامتین شهبازی. سایت: www. anthropology. ir .1389.

4.       نقد فیلم از دیدگاه کارشناسان. سایت هنر هفتم. 1389..

5.        یادداشت های سینمایی امیررضا تجویدی. سایت: tajvidy.com .www .1389.

6.        رؤیا، واقعیت است. نویسنده: سمیه دهبان. سایت: www. radiozamane. com. 1389.

7.       رونمایی از حقیقت. نویسنده: محسن شرف الدین. سایت: کافه سینما.1389.

8.        به اندازه ماتریکس ایدئولوژیک نیست. حمید خوانی پور. سایت: کافه سینما.1389.

9.       تلفیق فلسفه و روانشناسی در آثار هانکه. نویسنده: محسن. سایت: landiemov.1389.

10.    هر حقه جادویی مرکب از سه مرحله است. نویسنده: علیرضا خوانساری.کافه سینما.

مطلب قبلی کمال خواهی (Perfectionism)
مطلب بعدی نگاهی به موج کودک آزاری های اخیر.....
چاپ
1408

دیدگاه خود را درج فرمایید

افزودن دیدگاه

x
جدیدترین مطالب سایت
فواید در آغوش گرفتن

فواید در آغوش گرفتن

لئو بوسکاليا می گويد: روزی وقتی پس از سخنرانی عمومی، دوستی را که برای دیدارم آمده بود در آغوش گرفتم، آهی کشید و گفت: « چه احساس خوبی! مثل بازگشتن به خانه است، از سفری طولانی.»

کنش ذهنی ناخودآگاه

کنش ذهنی ناخودآگاه

فرض روانکاوانه کنش ذهنی ناخودآگاه از نظر ما ، از یک طرف ، اتساع عظیمی از جانگراییِ (animism) بدوی است که سبب می شود ما نسخه های بدل آگاهیِ خودمان را همه جا دور و برمان ببینیم و از طرف دیگر، گسترشی از تصحیحی است که کانت در دیدگاه ما نسبت به ادراک بیرونی اعمال کرد.

نگاهی به موج کودک آزاری های اخیر.....

نگاهی به موج کودک آزاری های اخیر.....

افزایش نرخ اخبار کودک ازاری در ماه های اخیر موجی از دل مشغولی های واقعی و نگرانی های غیر واقع بینانه را در میان اقشار مختلف در ورای والدین و افراد درگیر در حیطه کودک و نوجوان به راه انداخته است با احترام به این حساسیت های انسانی و تب و تاب موجود به رنج کودکان معصوم ...

سینما، روانشناسی و تحلیل رؤیای فیلم

سینما، روانشناسی و تحلیل رؤیای فیلم

سینما زندگی است، پرشور و جاری... سینما هویّت است، هویتی مستقل در بین ملل. سینما ارتباط است، ارتباطی ماندگار. سینما جان دارد و دنیای سینما، دنیای جادوگران و ساحره هاست، دنیای فانتزی های کودکانه، دنیای رنج، درد، شادی و زیبایی که دقایقی ...

کمال خواهی (Perfectionism)

کمال خواهی (Perfectionism)

"کمال خواهی" یعنی تعیین معیارهای بسیار سخت، که خود تحمیلی هستند و تلاش شدید و بی رحمانه برای دستیابی به آن ها، با وجود مشکلاتی که برای فرد ایجاد می کنند. فرد کمال خواه احساس ارزشمندی خود را تقریبا بر اساس میزان پیگیری و دست یابی به این معیارها تعیین می کند.

مرور مفهومی تروما

مرور مفهومی تروما

اختلال استرس پس از آسیب(PTSD :Post-traumatic stress disorder) از جمله اختلالاتی است که از نظر تاریخچه و سیر پر فراز و نشیب واژه گزینی از نظر تعریف، سبب شناسی، تشخیص، درمان و پیش آگهی بسیار پیچیده و متنوع است.

مدیریت خودکشی

مدیریت خودکشی

خودکشی، مرگِ ناشی از صدماتی است که شخص عمدا به خودش وارد می کند. قصد، فکر، آماده سازی، تلاش ناموفق یا ناکام در بررسی خودکشی مورد اهمیت هستند. شواهد نشان می دهند خودکشی بین افراد ۲۴-۱۵ سال سومین و در بین افراد ۴۴-۲۵ سال چهارمین علت مرگ است. همچنین مهم است بدانیم الگوی خودکشی در کشورهای مختلف متفاوت است.

طرح واره های ناسازگار اولیه (EMS)

طرح واره های ناسازگار اولیه (EMS)

طرحواره[1] ساختاری شناختی برای ادراک، ساماندهی، پردازش و بهره‌برداری از اطلاعات است. طرحواره‌ها در طی زمان نسبتاً ثابت می‌مانند و این منجر به شیوه‌های ثابت برای ادراک و استفاده از اطلاعات می‌شود. طرحواره‌ها در افراد با هم متفاوتند و همین سبب می‌شود که هر فردی اطلاعات را به شیوه ای خاص پردازش کند و رفتاری متفاوت با دیگران داشته باشد...

رویکرد شناختی - رفتاری

رویکرد شناختی - رفتاری

دیدگاه «شناختی- رفتاری» یا «شناختی» در اوایل دهه ی 1950 میلادی مطرح شد. طرح کلی و روش هایی که توسط آلبرت الیس[1]، آرون.تی بک[2]، دونالد مایکنبام[3] و سایر پژوهشگران به وجود آمد، به عنوان روشی کارآمد به طیف وسیعی از مشکلات روانشناختی و اختلال های روانی گسترش یافته است

RSS